همین منتقد سینما اضافه کرد: در صورتی که هنرمند از هنر خودش به عنوان تریبونی به جهت ابراز رویکردهای سیاسی استعمال کند، درست اصغر فرهادی پهلوان حسن روحانی نیست. شعار سیاسی میدهد، پس میگیرد. فیلم پهلوان از نظر اخلاقی و دراماتیک پیچیده ترین فیلم او پس از آن شاهکار می تواند باشد. آیا او میتواند از همین پول به جهت تسویه حساب اهمیت طلبکار خود و رهایی از زندان استعمال کند؟ اما فرهادی ممکن است شخصیتی فی مابین همین دو خلق و خوی کرده باشد، چون در صورتی که او نیت نیکی داشت، چرا کیف را به پلیس تحویل نداد تا صاحبش را پیدا نماید و خودش شخصاً اقدام کرد؟ رحیم مصمم میباشد که بدهی خویش را به نحوی پرداخت کند و به جهت همین منظور، سرنوشت به جهت او (گویی به خاطر خوش شانسی کیهانی) یک شیوه نجات احتمالی قرار داده است. به نظر میرسد، از دور، همین مظهر از خودگذشتگی، حتی زمانی که کار اشتباه برای او سود بیشتری میبرد، عمل درستی انجام داده است. آیا بایستی از رحیم صرفا به خاطر انجام کاری که هر انسان شایسته ای انجام می دهد تجلیل کرد؟ دوست دخترش (سحر گلدوست) که سپس از گذراندن دوران محکومیتش قصد ازدواج اهمیت او را دارد، کیف دستی گمشده ای را پیدا کرده که حاوی چند سکه طلا است. او علیرغم وضعیت وخیمش، خوش بینی دعوت کننده ای از خویش نشان می‌دهد و ما بلافاصله اصلی شخصیتش همسو میشویم. ایدهای که دقت فرهادی را در اخبار به خویش جلب کرد؛ داستانى درباره قهرمانانی که در رسانهها ظهور و سقوط میکنند. نماینده قانونی اصغر فرهادی به بیانیه بیانیه انجمن مستندسازان ایران در خصوص فیلم دلاور پاسخ داد. ادعایی که ولی حساس ورود هیاتمدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران و صدور بیانیه جانبدارانه آنها از کارگردان مستند «دوسر برد، دوسر باخت» قوت گرفت. ماجرا فیلم دلیر اصغر فرهادی در کشور ایران میگذرد. ولی داستان رحیم پیچیدهتر از روایت انسانی عالی که در ابتدا میبینیم، میشود؛ داستانی که کل شبکههای اجتماعی را پر میکند. ولی سپس از قطعنامه، بیمارستان صحرایی، آیتم حمله ناگهانی قرار گرفته و وضع سختی را برای این اصغر فرهادی پهلوان قصر شیرین زوج رقم میزند.

ایندکسر