هنگامی که نوبت به احساس درد ، لمس یا خارش می رسد ، مکان مهم است – ScienceDaily

[ad_1]

هنگام لمس اجاق گاز ، دستتان به صورت انعکاسی خارج می شود. اگر قدمی از نردبان را از دست بدهید ، به طور ذاتی گرفتار می شوید. هر دو حرکت کسری از ثانیه طول می کشد و نیازی به بررسی قبلی ندارد. محققان موسسه سالک اکنون سازماندهی فیزیکی سلولهای نخاع را که به واسطه گری این “رفلکس های حسی-حرکتی” مهم و مشابه کمک می کنند ، تشریح کرده اند.

طرح جدید این جنبه از سیستم حسی-حرکتی به صورت آنلاین شرح داده شده در نورون در 11 نوامبر 2020 ، ممکن است منجر به درک بهتری از چگونگی پیشرفت آن شود و ممکن است در شرایطی مانند خارش مزمن یا درد گیج شود.

مارتین گولدینگ ، استاد آزمایشگاه مولکولی گفت: “تحقیقات زیادی در مورد محیط پیرامونی این سیستم برای بررسی چگونگی تولید سیگنال در سلولهای پوست و عضلات انجام شده است ، اما ما نمی دانستیم که این اطلاعات حسی پس از رسیدن به نخاع چگونه منتقل و تفسیر می شود.” فردریک دبلیو و جوآنا جی دارنده اعصاب و روانشناسی سالک میچل “این کار جدید به ما درک اساسی از معماری سیستم حسگر حرکتی ما می دهد.”

رفتار انعکاسی – حتی در نوزادان تازه متولد شده نیز مشاهده می شود – یکی از ساده ترین عناصر سازنده حرکت محسوب می شود. اما رفلکس ها باید به سرعت اطلاعات را از نورون های حسی ، که لمس ، گرما و محرک های دردناک را تشخیص می دهند ، به سلول های عصبی حرکتی تبدیل کنند که باعث کار عضلات می شود. برای اکثر رفلکس ها ، ارتباطات بین نورون های حسی و نورون های حرکتی توسط اینترن نورون های نخاع صورت می گیرد ، که به عنوان نوعی “واسطه” عمل می کنند ، بنابراین با دور زدن مغز در وقت صرفه جویی می شود. نحوه سازماندهی این واسطه ها برای رمزگذاری اقدامات انعکاسی ، به خوبی درک نشده است.

گولدینگ و همکارانش برای مطالعه سازمان این رفلکس های ستون فقرات در موش ها به مجموعه ای از ابزارهای مهندسی مولکولی که طی دهه گذشته تولید شده اند ، روی آوردند. در ابتدا ، آنها نشان می دهند که کدام اینترنورون ها در هنگام پاسخ موش ها به احساساتی مانند خارش ، درد یا لمس فعال هستند. سپس آنها با روشن و خاموش کردن آنها به صورت جداگانه و مشاهده چگونگی تأثیر رفتار رفلکس حاصل ، عملکرد اینترنورون ها را بررسی می کنند.

همکار فوق دکترا گرازیانا گاتو ، اولین نویسنده گزارش جدید ، گفت: “آنچه ما دریافتیم این است که هر رفلکس حسی-حرکتی توسط نورون ها در همان فضای فیزیکی تعریف می شود.” “نورون های مختلف در یک مکان ، حتی اگر امضای مولکولی بسیار متفاوتی داشته باشند ، عملکرد یکسانی دارند ، در حالی که نورون های مشابه بیشتری که در مناطق مختلف نخاع قرار دارند ، مسئول بازتاب های مختلف هستند.”

نورن های داخلی در خارجی ترین لایه نخاع وظیفه انتقال پیام های رفلکس مرتبط با خارش بین سلول های حسی و حرکتی را دارند. متخصصان داخلی عمیق تر پیام های درد را منتقل می کنند – برای مثال ماوس را مجبور می کنند پایی را که یک سنجاق لمس کرده است حرکت دهد. و عمیق ترین مجموعه اینترنورون ها به موش ها کمک کرد تا به طور انعکاسی تعادل خود را حفظ کنند و بدن آنها را برای جلوگیری از سقوط پایدار کند. اما در هر منطقه فضایی ، سلول های عصبی دارای خصوصیات و هویت های مولکولی متفاوتی بودند.

گولدینگ گفت: “این رفتارهای انعکاسی برای زنده ماندن باید بسیار پایدار باشد.” “بنابراین ، حضور طبقات مختلف متخصصان داخلی در هر منطقه که به یک بازتاب خاص کمک می کنند ، مازاد در سیستم ایجاد می کند.”

با نشان دادن اینکه مکان هر نوع اینترنورون در نخاع از منشا سلول یا هویت ژنتیکی مهمتر است ، این تیم تئوری موجود در مورد چگونگی سازماندهی این سیستمهای رفلکس را آزمایش و تأیید کرد.

اکنون که آنها از معماری فیزیکی مدارهای بین عصبی تشکیل شده اند که این مسیرهای مختلف بازتابی را تشکیل می دهند ، محققان در حال برنامه ریزی برای تحقیقات آینده هستند تا کشف کنند که چگونه پیام ها منتقل می شوند و نورون ها در هر فضا چگونه با یکدیگر تعامل دارند. این دانش اکنون برای بررسی چگونگی تغییرات پاتولوژیک در سیستم حسی حسی به خارش یا درد مزمن منجر می شود. در یک سند همراه ، گاتو و گولدینگ با ربکا سیل از دانشگاه پیتسبورگ همکاری کردند تا سازمان نورونها را که اشکال مختلف درد مزمن ایجاد می کند ، شناسایی کنند.

این کار با کمک مالی موسسه ملی بهداشت ، EMBO ، HA و بنیاد خیریه Mary K. Chapman و بنیاد دیوید اسکایف پشتیبانی شد.

تاریخچه تاریخ:

مواد تهیه شده توسط موسسه سالک. توجه: مطالب را می توان از نظر سبک و طول ویرایش کرد.

[ad_2]

منبع: unbox-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>