چگونه مغز ما می داند که چیزی متفاوت است – ScienceDaily

[ad_1]

تصور کنید روی مبل در اتاق نشیمن خود نشسته اید و مشغول خواندن است. تقریباً هر شب این کار را می کنید. اما بعد ، ناگهان ، وقتی سرتان را بالا می کشید ، این بار متوجه می شوید که چیز دیگری است. عکس مورد علاقه شما که به دیوار آویزان است کمی شیب دار است. در مطالعه ای که روی بیماران مبتلا به صرع انجام شد ، محققان موسسه ملی بهداشت دریافتند که چگونه مجموعه ای از امواج مغزی با فرکانس بالا می تواند به ما در تشخیص این نوع تفاوت بین گذشته و حال کمک کند.

دکتر کریم زاگلول ، محقق اصلی در انستیتوی ملی اختلالات مغز و اعصاب و سکته مغزی NIH (NINDS) گفت: “نتایج ما نشان می دهد که هر تجربه ای را که در حافظه ذخیره می کنیم می تواند برای تعیین انتظارات و پیش بینی های ما از آینده استفاده کند.” و نویسنده ارشد مطالعه ، منتشر شده در ارتباطات طبیعت. “این مطالعه نشان می دهد که چگونه مغز از الگوهای خاصی از فعالیت عصبی برای مقایسه انتظارات ما با زمان حال استفاده می کند. در نهایت ، امیدواریم که این نتایج به ما کمک کند درک بهتری داشته باشیم که چگونه مغز واقعیت را در شرایط سلامتی و بیماری به تصویر می کشد.”

این مطالعه توسط دکتر رافی هاك ، دانشجوی دكترا در دانشكده پزشكی دانشگاه اموری ، آتلانتا ، كه در حال پایان دادن به پایان نامه خود با دکتر زاگلول است ، انجام شد. هدف اصلی تحقیق او این بود که آزمایش کند آیا نظریه ای به نام کدگذاری پیش بینی می تواند در مورد چگونگی به یاد آوردن مغز ما از تجربیات گذشته معروف به خاطرات اپیزودیک استفاده شود.

دکتر هاک گفت: “برنامه نویسی قابل پیش بینی اساساً بیان می کند که مغز فعالیت عصبی را برای پردازش اطلاعات بهینه می کند. به عبارت دیگر ، این تئوری پیش بینی می کند که مغز برای پردازش اطلاعات جدید بیشتر از مواردی که ما با آنها آشنا هستیم ، از فعالیت عصبی استفاده می کند.” . “سالها تحقیق نشان داده است که با گذشت زمان ، ما یاد می گیریم که انتظار علامت های مشترکی مانند علف های سبز ، یا صداهای روزمره ، مانند جغجغه پرندگان را داشته باشیم. ما می خواستیم بدانیم که آیا مغز از فرآیند مشابهی برای کنترل تجربه ما استفاده می کند یا خیر. “

برای آزمایش این ایده ، این تیم با 14 بیمار مبتلا به صرع مقاوم در برابر دارو که مغز آنها با استفاده از شبکه الکترود به روش جراحی کاشته شده بود ، به عنوان بخشی از مطالعه در مرکز بالینی NIH با هدف تشخیص و درمان تشنج آنها ، کار کرد.

این آزمایش زمانی آغاز شد که به بیماران نشان داده شد و از آنها خواسته شد که یک سری چهار صحنه طبیعی نمایش داده شده روی صفحه رایانه را به خاطر بسپارند. به عنوان مثال ، یکی از صحنه ها مربوط به دوچرخه ای قهوه ای است که به پشتیبان جلوی بوش سبز تکیه داده است. چند ثانیه بعد ، مجموعه جدیدی از تصاویر ظاهر شد و از آنها پرسید که آیا آنها صحنه را تشخیص می دهند یا متوجه چیز دیگری می شوند. برخی از تصاویر مانند گذشته بود ، در حالی که برخی دیگر با افزودن یا حذف چیزی مانند پرنده قرمز از سایت ، کمی اصلاح شدند.

به طور متوسط ​​، بیماران با موفقیت 88٪ صحنه های تکراری ، 68٪ صحنه هایی را که چیزی در آنها از دست رفته است و 65٪ صحنه هایی را که چیزی به آنها اضافه شده است ، تشخیص می دهند. در هر صورت ، حدود دو ثانیه و نیم طول کشید تا متوجه شوند.

تجزیه و تحلیل اضافی از زیر مجموعه ای از بیماران نشان داد که آنها با موفقیت 82٪ از مکمل ها و 70٪ از موارد حذف شده را محلی سازی کردند. عجیب است که چشمان آنها اغلب به لوازم جانبی خیره می شود ، اما به سختی (34٪) به مناطقی از صحنه که چیزی برداشته شده است خیره شده اند.

دکتر زاگلول گفت: “به طور کلی ، این نتایج نشان می دهد که فقط یک لحظه طول می کشد تا نه تنها یک تجربه جدید به یاد بیاوریم ، بلکه همچنین می توان از خاطرات آن تجربه برای تعیین انتظارات آینده استفاده کرد.”

در همین حال ، ضبط های الکتریکی تفاوت در فعالیت موج مغزی را بین زمانی که بیماران صحنه های تکرار را با موفقیت به خاطر می سپارند و زمانی که متوجه تغییر در صحنه شده اند ، نشان داد.

در هر دو موقعیت ، ظاهر یک صحنه بر روی صفحه رایانه باعث افزایش قدرت امواج با فرکانس بالا از فعالیت عصب در قشر پس سری ، مرکز پردازش بینایی در پشت مغز می شود. موج جریان به جلو جریان داشت و چند میلی ثانیه بعد به یک مرکز حافظه به نام لوب گیجگاهی میانی رسید.

همچنین در هر دو موقعیت ، به نظر می رسد مغز بیماران الگوهای فعالیت عصبی را که در اولین حضور خود روی صحنه مشاهده شده تولید می کند.

دکتر هاک گفت: “این نتایج از این ایده پشتیبانی می کند که خاطرات تجربیات بصری مسیر مشخصی را در مغز دنبال می کنند.”

با این حال ، تفاوت در این بود که جهش فعالیت زمانی بیشتر شد که بیماران تغییر صحنه را تشخیص دهند.

علاوه بر این ، در طول این لحظات ، به نظر می رسد موج دوم با فرکانس پایین تر از طریق قشر پس سری جانبی و لوب تمپورال داخلی همزمان می وزد.

دکتر زاغول گفت: “داده های ما از این ایده پشتیبانی می کنند که انتظارات ما از تجربیات بصری توسط بازخورد بین قشر بینایی و لوب گیجگاهی داخلی کنترل می شود.” “به نظر می رسد امواج با فرکانس بالا فعالیت عصبی وقتی چیزی را می بینیم که انتظارات ما را برآورده نمی کند ، پیام خطایی دارد ، در حالی که امواج با فرکانس پایین تر می توانند خاطرات ما را به روز کنند.”

[ad_2]

منبع: unbox-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>